|
زمستان است
|
سلام شهیار
خوبی؟ چه خبر؟
راستی الان کجایی؟ کنار اقیانوس آرام(یا به قول خودت نه چندان آرام) نشستی و داری به ایران فکر می کنی. یا نه تو حال و هوای ترانه گفتنی؟
راستی تو چه هوایی نفس می کشی؟
شهیار عزیزم
می خوام بدون مقدمه باهات حرف بزنم. شهیار الان چند وقتی هست ترانه نمی گی. یعنی می گی ولی به دل کسی نمی چسبه. مثل اینکه به یه زبون دیگه باشه. ترانه هات سخت شدن. مثل قدیم نمی شه راحت فهمیدشون. شریک شبهای تنهایی آدم نمی شن. بذار رو راست بگم ترانه هات دیگه خاطره نمی شن.
نمی تونم با ترانه هات بغضم رو بشکونم. آخه نمی دونی شهیار با "سقوط" گریه کردن رو یاد گرفتم. با "همیشه غایب" از مرز شکستن رد شدم. دیگه حتی خودمم یادم نمی یاد چند شب رو با "به خود رسیدن" صبح کردم. شاید هزار شب.
شهیار جمعه ای نبود که بدون حدیث "جمعه" تو سر بشه. تموم هفته های عمرم رو با "هفته خاکستری" تو گذروندم.
شهیار عزیزم
تازگی ها هر وقت می شنوم یه نفر ترانه های تو رو خونده سریع می رم تا باز با ترانه هات نفس بکشم ولی نمیشه.
شهیار قبول کن سهم تو بیشتر از این حرفاست. آخه شهیار تو خورشید این آسمونی. الان وقت خوبی واسه غروب کردن نیست.
شهیار بتاب که اینجا من بدجوری منتظرتم. من هنوز منتظر تو هستم تا از راه برسی با یه "بوی خوب گندم" دیگه با یه "کودکانه" دیگه با یه "نیاز" دیگه.
من منتظرت می مونم عصیانگر
من منتظرت می مونم ای آفریدگار ترانه های ناب ایران زمین
سبز باش و آفتابی
پرده دوم مانی رهنما در مصاحبه با مجله ۴۰چراغ
....البته اين را هم بگويم كه ترانهسراهاي قديمي همه آموزگاران ما هستند و قدرشان را هم ميدانيم. اما يك چيز ديگر هم هست. شما ترانههاي جديد شهيار قنبري را شنيدهايد؟ واقعاً ترانههاي خوبي هستند؟!
سوال: به هر حال شما نميتوانيد ماندگاري ترانههاي اينها را با ماندگاري ترانههاي اين چند سال مقايسه كنيد.
كاسب شصت ساله خوب كاسبي ميكند. اما بايد برود بنشيند گوشه خانهاش و كس ديگري بيايد.
سوال: يعني ديگر ترانه نگويد؟!
چرا، حتماً، اما من ديگر خيلي برايم مهم نيست از او(ایرج جنتی عطایی) ترانهاي بخوانم. همهاش فكر ميكنم آن كسي كه ميگويد دوباره ميسازمت وطن، بيايد اينجا بگويد دوباره ميسازمت وطن.....
پرده سوم بعد از برنامه دوستت دارم ها که در تعطیلات نوروز پخش شد و در آن برنامه شهیار قنبری و فرید زولاند از رفتار غیر حرفه ای ابراهیم حامدی انتقاد کرده بودند اظهارنظرهای این خواننده و طرفدارانش که جبهه گیری خاصی در مقابل داریوش انجام دادند و تمام اتهامات و دروغهایی که به او نسبت دادند هنوز در خاطر همگان هست.
این سه پرده در واقع نه آغاز و نه پایان این نمایش هستند.
اینکه بعضی از هنرمندان به داریوش حمله می کنند شاید داره به یه عادت می شه ولی اینکه همسر فرهاد به خودش جرات میده که به این راحتی برای بالا بردن همسرش در اذهان یک هنرمند دیگه رو که بر حسب اتفاق این هنرمند داریوش است رو پایین بکشه واقعا غیر قابل تحمله که فرهاد هیچ نیازی به این گونه تعاریف نداره که یک شخصیت برجسته در تاریخ موسیقی این آب وخاکه و داریوش هم.
در مورد مانی رهنما هم باید بگم که استاد بیات در کنسرت جزیره کیش این هنرمند در تابستان گذشته می فرمایند:"وقتی که مانی می خونه من چشمامو می بندم و احساس می کنم که خودم دارم می خونم" به شخصه باید بگم که هیچ وقت فکر نمی کردم که به این شکل همه اهل ترانه رو زیر سوال ببره. فقط همین رو می تونم بگم که آقای رهنما برای اینکه خودتون رو بهتر از اونی که هستید نشون بدید لازم نیست که دیگران رو تخریب کنید.
در باره آقای ابراهیم حامدی هم بهتره که من چیزی نگم چون احتمال اینکه کنترل اعصابم رو از دست بدم خیلی زیاده به خاطر تمام لطفهایی که خودشون و هوادارنشون به داریوش کردند.